منتظران مهدی


منتظران مهدی

” تنهای اول “دارنده بیشترین مشترک مدعی انتظار!!! و همچنان غایب

آقا جان تمام این سالها که درس خواندیم;

دبیر ریاضی به ما نگفت که حد غربت تو وقتی شیعیانت به گناه نزدیک می شوند بی نهایت است!

دبیر شیمی نگفت که اگر عشق و ایمان و معرفت با هم ترکیب شوند شرایط ظهور تو مهیا می شود...!

دبیر زیست نگفت که این صدای تپش قلب نیست... صدای بی قراری دل برای مهدیست..!

دبیر فیزیک نگفت که جاذبه ی زمین اشک های غریبانه ی توست..جاذبه ی زمین به همان سمتیست که تو هستی...!

دبیر ادبیات از عشق مجنون به لیلی,از غیرت فرهاد نسبت به شیرین گفت اما از عشق شیعه به مهدی, از غیرتش به زهرا(س) نگفت..!

دبیر تاریخ نگفت که اماممان امسال سال چندم غربتش است؟!نگفت غربت اهل بیت علی(ع) از کی شروع شد و تا کی ادامه دارد..

دبیر دینی فقط گفت که انتظار فرج از بهترین اعمال است
اما نگفت که انتظار فرج یعنی گناه نکنیم و یعنی گناه نکردن از بهترین اعمال است!

دبیر عربی به ما یاد داد که مهدی اسم خاصی است که تنوین پذیر است!اما نگفت که مهدی خاص ترین اسم خاص است که تمام غربت و تنهایی را پذیرا شده است...

فدای غربتت یابن الحسن...


برچسب‌ها: درس و کتاب, سالهای مدرسه بدون امام زمان, یک لحظه در کلاس درس امام زمان, امام زمان غریب در مدرسه ها, منتظران مهدی و مدرسه
♥ شنبه دوم اسفند 1393 12:41 بـ ه دستانــ منتظر ♥


یادمـــــان باشد اگر تنگـــــی ِدل غوغـــــا کرد،
مهـــــــدی ِفاطمه تنهاست، از او یـــاد کنیــم ...

░░░░『ﺍﻟﻠّﻬﻢ ﻋﺠّﻞ ﻟﻮﻟﯿّﮏ ﺍﻟﻔﺮﺝ』░░░░


برچسب‌ها: عکس امام زمانی, عکس منتظران مهدی, کتاب زندگی تقدیم به امام زمان, عکس دعای فرج
♥ دوشنبه بیست و هفتم بهمن 1393 0:46 بـ ه دستانــ منتظر ♥


دختره تو دانشگاه جلوی یه پسر رو گرفت وگفت: خیلی مغروری ازت خوشم میاد هرچی بهت امار دادم نگاه نکردی ولی چون خیلی ازت خوشم میاد من اومدم جلو خوددم ازت .شمارتو بگیرم باهم دوست شیم,پسرگفت شرمنده نمیتوانم من صاحب دارم,دختره که از حسودی داشت میترکید گفت:خوشبحالش که باآدم باوفایی مثل تو دوسته,
پسره گفت:نه خوشبحال من که یه همچین صاحبی دارم ,
دخترگفت اووووه چه رومانتیک این خوشگل خوشبخت کيه که این جوری دلتو برده؟
عکسشو داری ببینمش؟
پسرگفت عکسشو ندارم خودم هم ندیدمش اما میدونم خوشگل ترین آدم دنیاست,
دختره شروع کرد به خندیدن مسخره کردن می گفت ندیده عاشقش شدی ؟

نکنه اسمشم نمیدونی ؟
پسر سرشو بالا گرفت گفت اره ندیده عاشقش شدم اما اسمشو میدونم
اسمش مهدی فاطمه است
دوست مهدی با نامحرم دوست نمیشه...

شیعیان!
مهدی غریب و بی کس است،
جان مولا معصیت دیگر بس است،
شیعیان!
بس نیست غفلت هایمان؟
غربت وتنهایی مولایمان؟

ما عبید و عبد دنیا گشته ایم،
غافل از مهدی زهرا گشته ایم

روایاتی از رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه واله وسلم) در این مورد توجه فرمایید: - درباره ارتباط زن و مرد نامحرم فرمود:«با عدوا بین انفاس الرّجال و النساء فانه اذا كانت المعاینة واللقاء كان الدّاء الّذی لا دواء له؛ بین مردان و زنان نامحرم جدایی ایجاد كنید [تا با هم برخورد و تماس نداشته باشند]؛ زیرا هنگامی كه آنان رو در روی یكدیگر قرار گرفتند و با هم رفت و آمد داشتند، جامعه به دردی مبتلا خواهد شد كه درمان نخواهد داشت. »1

حضرت (صلی الله علیه واله وسلم) فرمودند: « ایاك و الخلوة بالنساء و الذی نفسی بیده ما خلا رجل بامراة الا دخل الشیطان بینهما و لان بزحم رجل خنزبراً منلطخاً بطین و حماة خبر له من ان یزحم منكئه امراة لا نجلّ له؛از خلوت كردن با زنان بپرهیزید، قسم به آن خدایی كه جانم در دست اوست مردی با زنی خلوت نمی كند. مگر اینكه شیطان (برای وسوسه و به گناه انداختن آن دو) وارد می شود. اگر خوكی آلوده به كثافت و لجن باشد و به انسان برخورد كند بهتر است از آنكه شانه زن بیگانه ای با مرد نامحرم برخورد كند.2

حضرت (صلی الله علیه واله وسلم) فرموند: « لان یطعن فی راس احدكم بمخفط من یدیه خیر له من ان یمس امراة لا تحل له ؛اگر سوزنی با شدت و ضربه بر سر یكی از شما فرود آید، بهتر از آن است كه زنی را كه نامحرم است لمس كند.»3

درباره شوخی با زن نامحرم فرموند: «من فاكه امراة لا یملك ها حبس به كل كلمة كلمها فی الدنیا الف عام فی النّار، و المراة اذ طاوعت الرجل فالنزمها او قبل ها او باشرها خراما او فاكهها واصاب منها فاحشة فعلیها من الوزر ما علی الرّجل فان غلبها علی نفسها كان علی الرّجل وزره ووزرها؛ هر كس با زنی نامحرم شوخی كند برای هر كلمه كه با او گفته است، هزار سال در آتش دوزخ او را زندانی می كنند.»4

در مورد دست دادن با زن نامحرم فرمودند: «من صافح امراة حراماً جاء یوم القیامة مغلولاً ثم یومر به الی النّار؛‌ هر كس با زن نامحرمی دست دهد، روز قیامت با دست زنجیر شده به گردن محشور شود، سپس امر می شود تا او را به آتش ببرند.5

در باره سخن گفتن با زن نامحرم فرمود:« ایاك و محادثة النساء فانه لا یخلوا رجل بامراة لیس لها محرم الا هم بها؛ از گفتگو و اختلاط با زنان بپرهیز. به راستی هیچ مردی با زن نامحرمی در خلوت سخن نمی گوید مگر اینكه در دل او نسبت به وی رغبت پیدا می كند.»6

حضرت علی (علیه السلام) در باره سخن گفتن با زن نامحرم فرمود:« عباد الله! اعلموا... محادثة النّساء تدعوا الی البلاء و بزبغ القلوب. و الرّمق لهنّ یخطف نور ابصار القلوب و لمح العبون مصائد الشّیطان؛ ای بندگان خدا! بدانید كه... گفتگو و اختلاط مردان با زنان نامحرم سبب نزول بلا و بدبختی خواهد شد، و دل ها را منحرف می سازد، و پیوسته به زنان چشم دوختن نور چشم دل را خاموش می گرداند، و همچنین با گوشه چشم به نامحرم نگاه كردن از حیله و دام های شیطان است.» 7

(منظور از با گوشه چشم آن است كه شیطان ملعون گاهی انسان را وسوسه می كند و می گوید: یك لحظه به این زن بنگر و فوری چشمت را برگردان! كه همین كار باعث نگاه های بعدی و مقدمه گناهان بزرگ خواهد شد.)

دوست عزیز؛‌ با توجه به احادیث كاملا روشن است كه مكالمه چه تلفنی و چه حضوری در صورتی كه از روی ضرورت نباشد و رابطه دوستی و آمیخته با شهوت باشد، قطعا حرام بوده و گناه است.

خوب اكنون چه كسی دوست دارد به خاطر شوخی و لذتی زودگذر آخرت خود را نابود كند جوانانی كه این قبیل روابط را داشته اند و بعدا صدمه هایی از همان محبوب و معشوق خود می بینند صدها بار در دل آرزو می كنند كه ای كاش هرگز وارد این روابط نمی شدند .

بنابراین لذت آنها زودگذر و باعث پشیمانی است اما لذت كسی كه خود را پاك نگاه می دارد و احساس می كند خدای متعال و امام زمان از او راضی است پایدار است و هرگز باعث پشیمانی نخواهد بود.


 

1- بهشت جوانان، ص 468.

2- بهشت جوانان، ص 468. مرات النساء ص 117، و مانند « مستدرك الوسائل ج 14 ص 5- 264.

3- بهشت جوانان، ص 469. مرات النساء ص 117.

4- بهشت جوانان، ص 441. عِقاب الاعمال: ص 652.

5- بهشت جوانان، ص 442. عِقاب الاعمال: ص 652.

6- بهشت جوانان، ص 472. مرآت النساء: ص 141.

7- بهشت جوانان، ص 472. بحارالانوار ج 74 ص 291 و مانند آن بخارج 75 ص 232.

 


برچسب‌ها: ترک دوستی با نامحرم, منتظران مهدی و دوستی با نامحرم, رابطه با نامحرم یا رضایت امام زمان, راههای ظهور امام زمان و رضایت آن حضرت, رضایت قلبی امام زمان
♥ یکشنبه دوازدهم بهمن 1393 16:27 بـ ه دستانــ منتظر ♥


ما کجای کاریم..!!؟؟

دیدید اینقدر که تو جمع مثلا مذهبیا غیبت میشه

تو جمع غیر مذهبیا هم غیبت نمیشه...!!!

گاهی بعضیامون برای اینکه غیبت خودمون رو توجیه کنیم..

اول طرف رو کلا زیر سوال میبریم و مورد دار بودن و گاهی کافر بودنش رو اثبات میکنیم

تا بتونیم راحت هر چی دلمون خواست درباره ش بگیم....!!!

به نظرتون کسی که غیبت میکنه..

میتونه سرباز امام زمان باشه..!!؟؟

انس بن مالك مى‌گوید: روزى رسول خدا صلى الله علیه و آله امر به روزه فرمود و دستور داد كسى بدون اجازه من افطار نكند .

مردم روزه گرفتند، چون غروب شد هر روزه داری براى اجازه افطار به محضر آن جناب آمد و آن حضرت اجازه افطار داد .

در آن وقت مردى آمد و عرضه داشت دو دختر دارم که تاكنون افطار نكرده‌اند و از آمدن به محضر شما حیا مى‌كنند اجازه دهید هر دو افطار نمایند. حضرت جواب نداد. آن مرد گفته‌اش را تكرار كرد، حضرت پاسخ نگفت، چون بار سوم گفتارش را تكرار كرد حضرت فرمود: آنها که روزه نبودند، چگونه روزه بودند در حالی كه گوشت مردم را خورده‌اند، به خانه برو و به هر دو بگو قی (استفراغ) كنند، آن مرد به خانه رفت و دستور قی کردن داد، آن دو قی كردند در حالی كه از دهان هر یك قطعه‌اى خون لخته شده بیرون آمد، آن مرد در حال تعجب به محضر رسول خدا صلى الله علیه و آله آمد و داستان را گفت، حضرت فرمود به آن كسى كه جانم در دست اوست اگر این گناه  غیبت بر آنان باقى مانده بود اهل آتش بودند!!

منبع:

عرفان اسلامی (شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه)، حسین انصاریان، ج 10 .

پيامبر صلى الله عليه و آله:

مَنِ اغتابَ مُسلِما أَو مُسلِمَةً لَم يَقبَلِ اللّه  صَلاتَهُ وَ لا صيامَهُ أَربَعينَ يَوما وَ لَيلَةً إِلاّ أَن يَغفِرَ لَهُ صاحِبُهُ؛

هر كس از مرد يا زن مسلمانى غيبت كند، خداوند تا چهل شبانه روز نماز و روزه او را نپذيرد مگر اين كه غيبت شونده او را ببخشد.

(بحارالأنوار، ج75، ص 258، ح53)

 

امام على عليه السلام :

 

اَلسامِعُ لِلغيبَةِ كَالمُغتابِ؛

 

شنونده غيبت، مانند غيبت كننده است.

 

(غررالحكم، ج1، ص 307، ح1171)

 

 


برچسب‌ها: احادیث غیبت, منتظران مهدی و طرح ترک غیبت کردن, داستان غیبت از رسول خدا, سرباز امام زمان و ترک غیبت کردن, سرباز امام زمان چه ويژگي هايي بايد داشته باشه
♥ سه شنبه هفتم بهمن 1393 22:21 بـ ه دستانــ منتظر ♥


اواخر حکومت پهلوی بود و دامن کوتاه مینی ژوپ هم مُد شده بود، خیلی از خانم ها نه تنها در مهمانی ها، بلکه در کوچه و خیابان هم از این دامن کوتاه استفاده می کردند، مادر من هم یکی از آنها. تازه وقتی که به شب نشینی و یا مهمانی دعوت می شد، دامنش کوتاه تر و یقه لباسش بازتر هم می شد، پدرم که تمام افتخارش این بود که با چند واسطه، از درباریان محسوب می شود، نه تنها مادرم را از پوشیدن این نوع دامن منع نمی کرد، بلکه او را تشویق هم می کرد که برای خرید لباس های بیشتر و به روزتر، به مزون های وابسته به دربار مراجعه کند!

تو اون روزا من سیزده، چهارده سالم بود و مدرسه می رفتم، کاری هم به کار انقلاب و اسلام و مسلمین و این چیزا نداشتم، اصلا چیزی نمی فهمیدم که بخوام نظر بدم و یا راجع بهش حرف بزنم.

 

یکی از روزهای قشنگ مدرسه بود و زنگ ریاضی. خانم معلم همه بچه ها رو به گروه های دو نفره تقسیم کرد که با هم ریاضی تمرین کنند، کسانی رو هم باهم هم گروه می کرد که پیش هم ننشسته باشن و باهم دیگه دوست هم نباشن. اتفاقا منم با یکی از بچه ها هم گروه کرد که تا اون موقع هیچ کاری به هم نداشتیم، هاجر.

هاجر دختر خوبی بود، درسخوان و جدی، با حجاب بود و وقت ناهار، می رفت نماز می خوند، کم کم دوستی ما شکل گرفت و درس خوندنمون غیر از حل تمرین ریاضی اون هم تو مدرسه، به خونه هم کشید، دیگه همش باهم بودیم.

چند بار که می خواست بره نماز بخونه، از منم خواست که همراهش برم، ولی من چون بلد نبودم، بهونه آوردم و نرفتم، یکبار دستم رو گرفت و گفت: تو بیا، فقط پیش من باش، نماز نخون!

اون روز، وقتی آرامش هاجر رو هنگام نماز دیدم، دلم خواست که منم نماز بخونم و به یه چیزهایی اعتقاد و تقید داشته باشم، فرداش، انگار که خدا صدامو شنیده باشه، هاجر بهم گفت: می خوای تو هم نماز بخونی؟

خلاصه اون شد معلم و من هم شاگرد، برام از خدا حرف زد، این که روز قیامتی و حساب کتابی هست، این که از تموم کارهای ما سوال می کنند، از بهشت و جهنم، داستان های پیامبران الهی و ائمه معصومین رو گفت، بعضا احکام هم می گفت، تشویقم می کرد که قرآن بخونم اون هم با معنی ، بعد از چند ماه، حاج خانمی شده بودم برای خودم، منم تو خونه تمام حرف های اون رو، به خواهر کوچکترم یاد می دادم و برای مادرم تعریف می کردم.

یه روز در مورد حجاب و فلسفه های اون برام صحبت کرد، آیه های صریح قرآن رو که در مورد حجاب بود نشونم داد، در مورد حضرت زهرا و حضرت زینب علیهم السلام صحبت کرد که همیشه پوشیده و با حجاب بودن، گفت اونها الگوی همه زنان مسلمون هستن و بعدش یه روسری و یه دونه هم چادر بهم هدیه داد.

اوایل خیلی سختی کشیدم، مخصوصا پدرم که خیلی مخالف بود، یادمه یکبار خانواده ام تصمیم گرفتند که به شمال سفر کنند، من هم چاره ای نداشتم و مجبور بودم که با آنها بروم، چون در زمان شاه، سواحل شمالی ایران اصلا وضع خوبی نداشت و همه با کمترین پوشش ممکنه بودن، خلاصه در یک هتل اقامت کردیم و شب، هنگام شام در رستوران هتل، گروه رقص و آواز شروع به پایکوبی کردن و حتی سر میزها مشروبات الکلی سرو کردند، من بدون این که دست به بشقاب غذایم بزنم، گریه کنان به اتاقم رفتم و در طول مسافرت ،تمام شام و ناهار ها را تنها در اتاقم خوردم و خیلی کم بیرون می رفتم.

نزدیکای انقلاب شد و منم به همراه هاجر، جذب گروه های اسلامی شدم و حجاب چادر رو انتخاب کردم، مادرم علی رغم تلاش های من، هنوز نتوانسته بود که به مینی ژوپ پوشیدنش غلبه کنه، وقتی باهم می رفتیم بیرون، خیلی جالب می شدیم، مادر مینی ژوپ پوش و دختر چادری!

 

امروز سی و چند سال از اون روزا می گذره خدا دوتا دختر بهم داده که هر دوشون چادر رو به عنوان حجابشون انتخاب کردند؛احساسم اینه که همه ی این تغییرها که نمی دونم تا چند سال دیگه تو بچه های من و بچه های بچه هام ایجاد شده به خاطر یه تصمیم من بوده و این احساس خوبی به من می ده ، یه احساس خیلی خوب....


برچسب‌ها: مدل دامن کوتاه مجلسی, جدیدترین مدل دامن, مامانِ دختر خانم ها بخوانند, همه چیز درباره رابطه مادر و دختری, بهترین دوست هاي روزهای زندگی ام
♥ چهارشنبه یکم بهمن 1393 17:15 بـ ه دستانــ منتظر ♥


امروزه دیگر کمتر کسی است که یک کامپیوتر نداشته باشد الآن بچه های مدرسه ای هم برای خودشان یک پا مهندس شده اند و کلی از کامپیوتر و موبایل و اینترنت سر در می آورند.

این کامپیوترها و رم ها و گوشی ها شده اند گنجینه اسرار ما از عکس های خانوادگی گرفته تا بازی و فیلم و موسیقی و....


گوشی های تلفن همراه هم ماجرای خاص خودشان را دارند، پر است از حرف های ما با دوست و آشنا و غریبه، گروه هایی که از طریق شبکه های اجتماعی در آن ها عضو شده ایم و با یک خیل عظیمی از افرادی که تنها یک عکس از آن ها دیده ایم هم صحبت شده ایم دنیایی از مطالب را نشر داده ایم ...

یک ماجرای واقعی:

یک روز یکی از دوستانم با من تماس گرفت و خیلی مضطرب و نگران با هزاران ترس و لرز گفت: "بیچاره شدم تو رو خدا دعا کن آبروم در خطره".

ماجرا از این قرار بود که پدر دوستم که یک آدم سنتی، تحصیلکرده و متدین هستند به دلیل اینکه مشکلی برای کامپیوترشان پیش آمده بود و یک کار ضروری داشتند از دخترش یعنی همین دوست بنده خواسته بود برای لحظاتی لپ تاپ ایشان را قرض بگیرد، خلاصه رنگ از رخسار دختر می پرد از پدر اصرار و از دختر انکار ...

پدر که به این اوضاع مشکوک می شود می خواهد هر طوری هست وارد رایانه دختر بشود و دلیل این همه مخالفت را بفهمد، اولین مشکل رمز سیستم بود، که اگر گفته می شد دیگر چیزی برای از دست دادن نمی ماند پدر با اصرار رمز را می خواهد و دختر چاره ای جز تسلیم شدن ندارد.

رو ندارد بلند بگوید؛ رمز را روی کاغذی می نویسد و دست پدر می دهد و از خجالت غیبش می زند.

اسم رمز "وحید" اسم یک پسر است، و این تازه شروع ماجراست پدر که شوکه شده است وارد سیستم می شود و با دیدن عکس بک گراند صفحه چشمانش گرد می شود دختر دردانه اش را دست در دست پسری نامحرم خوشحال و خندان می بیند... خودتان اوضاع را تصور کنید... شما بودید چه حسی به شما دست می داد؟!

دوست ما هم از فرصت استفاده می کند و تلفن همراهش را که پر است از دل دادن و قلوه گرفتن ها با آقا وحید، همه را پاک می کند اما چه فایده "نوشداروی بعد از مرگ سهراب"... ساعت ها او در اتاق می ماند و اشک می ریزد و به جان خود نفرین می کند و  پدر هم چنان در جا خشکش زده و در فکر فرو رفته است ... چند سالی از آن ماجرا گذشته است ولی هنوز که هنوز است پدر در چشمان دخترش نگاه نکرده و دختر برای نگاه پر از مهر پدرش دلتنگ است.

اطلاعاتی که قابل مخفی کردن نیستند!

هر چند ما اطلاعاتمان را با هزار ترفند امنیتی از پدر و مادرمان مخفی می کنیم اما از خداوند چطور؟ با کدام کد امنیتی و ترفند پنهان سازی می توانیم فیلم های ناجور و عکس های به قول خودمان خفنمان را مخفی کنیم؟

من خودم هم خیلی چیزها برای مخفی کردن دارم و نمی خواهم برای شما شعار بدهم اما یک نکته که خیلی به من در ذخیره کردن و دسته بندی اطلاعاتم کمک کرد را به شما هم می گویم شاید به دردتان خورد... روزی یک کلیپ طنز داشتم و می خواستم برای یکی از دوستانم بفرستم ولی مخالفت کرد، وقتی دلیلش را پرسیدم گفت "فکر کن یک لحظه امام زمان(عج) از من بخواهد موبایلم را ببیند باید بتوانم بدهم یا نه ؟...."

حرفش خیلی به دلم نچسبید به نظرم دگم و خشک آمد ، اما وقتی دیدم اگر من از پدرم حیا می کنم که گوشی یا لپ تاپم را دستش بدهم چرا از خداوند و از امام زمان (عج) حیا نکنم؟!

این آیه شریفه را ببینید: «وَ لا تَعْمَلُونَ مِنْ عَمَلٍ إِلاَّ كُنَّا عَلَیْكُمْ شُهُوداً»،[یونس،61]؛ « و هیچ عملى را انجام نمى‏‌دهید مگر این ‌كه ما شاهد و ناظر بر شما هستیم.»

اگر دوست من هم کمی از خداوند حیا می کرد جلوی پدرش و خانواده اش آنطور سرافکنده نمی شد.

امام سجاد علیه السلام در این زمینه می‌فرمایند: «خَفِ اللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ لِقُدْرَتِهِ‏ عَلَیْكَ‏، وَ اسْتَحْیِ مِنْهُ لِقُرْبِهِ مِنْكَ»،[نزهة الناظر و تنبیه الخاطر، ص 90 ]؛ «از خدا بیم داشته باشد چون او بر تو تواناست، و از او حیا کن چون به تو نزدیک است.»

بالاخره دیر یا زود همه ما می میریم و گذشته مان در روز محشر در حضور همه خلایق عرضه می شود خدا کند نخواهیم شرمنده باشیم و فرار کنیم، چون دیگر هیچ راه فراری در کار نیست.

یک پیشنهاد:

ما که از صبح تا شب در این شبکه های اجتماعی سرگردان هستیم از وایبر به لاین از لاین به اینستاگرام و تانگو و وآتس آپ و ... یک کم خداوند را هم حاضر و ناظر ببینیم این قدر برای لایک گرفتن از دوست و غریبه خودکشی نکنیم، گاهی اوقات پستی بگذاریم و بخواهیم که خداوند لایکمان کند.

بیاییم شیطان را بلاک کنیم و این قدر دل به دلش ندهیم اینقدر در این گروه ها عکس های ناجور از خودمان نشر ندهیم، می دانیم که در این عالم همه پدیده ها بر هم تأثیر دارند اگر ما یک جوک نامربوط نشر بدهیم این جوک تا هر کجا که انتشار پیدا کند گناهش به ما هم می رسد. چه برسد به این فیلم ها و عکس ها و سخنرانی های از سر بی اطلاعی و نادانی و....

قرآن كریم می‌فرماید: «إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ»[ نور/19 ] كسانی كه دوست دارند زشتی‌ها در میان مردم با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناكی برای آن‌ها در دنیا و آخرت است.

وقتی یک شبهه مذهبی به راه می افتد که ای فغان اسلام دین اعدام است و فلان خشونت را دارد و فلان حق ضایع شده است، برای یکبار هم که شده برویم کمی مطالعه دینی کنیم و بیایم در اختیار خلق الله قرار بدهیم آن وقت این پست ها را خدا لایک می کند تا هر کجا هم که برود ثوابش به خود ما و زنجیره ای که نشرش می دهند می رسد.

اگر نمی دانیم فتوا ندهیم، سرکوب نکنیم، قضاوت نکنیم، خلاصه بیایم و ما نشر دهنده بدی ها نباشیم اگر پست نامربوطی دیدیم و نتوانستیم جلوی نشرش را بگیریم حداقل خودمان هم پخشش نکنیم.

در حدیثى از پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) مى‏خوانیم: «كسى كه كار زشتى را نشر دهد همانند كسى است كه آن را در آغاز انجام داده است». [مكارم شیرازى، ناصر؛ تفسیر نمونه، دار الكتب الإسلامیة،ه1374 ش،چاپ: اول،ج14،ص406] 


برچسب‌ها: عکس های ناجور اینستاگرام, نکته های برای دریافت لایک و نظرات بیشتر, چگونه لایک پست‌هایمان را بیشتر کنیم, چهره ها در شبکه های اجتماعی, واقعیتهای دوستی دختر و پسر
♥ یکشنبه بیست و هشتم دی 1393 11:26 بـ ه دستانــ منتظر ♥



برچسب‌ها: دعاى استغفار برای ظهور امام زمان, مجربترین استغفار, چگونه استغفار کنيم, استغفار امام زمان برای شیعیان, تقاضای استغفار از امام زمان
♥ جمعه بیست و ششم دی 1393 21:9 بـ ه دستانــ منتظر ♥